شهر ها و ضرب المثل ها -- 8
یزد
1 - بار از یزد برگشت .
2 - یزد ما شلوغ پلوغ است .
3 - یزد کتک خورش خوبست .
4 - یزدی و دزدی ؟
5 - یزد دور است، گز که نزدیک است .
6 - اگر یزد دور است، گز دم دست است .
7 - یزد دور است، گز هم دور است ؟
8 - نه یزد خوبست نه کاشون، لعنت به هر دوتاشون .
9 - حساب ماستبندان یزد است .
10 - حرفی از ماستبندان یزد است .
11 - صحبت ماستبندان یزد است .
12 - ماستبندان یزد است .
13 - دختر خان یزد باشم دروغ بگم ؟ آن جام که درد مکنه مگم .
14 - کرمان مستعمره یزد است .
اشاره :
الف -- بعضی از مثل های بالا در کل کشور بکار برده می شود و بعض دیگر فقط در شهر یا منطقه ای از ایران بیان می شود.
ب -- مثل های با معانی یکسان یا نزدیک به هم، هر کدام مخصوص شهری است
ج -- مفهوم و محل به کار گیری بعضی از این مثل ها برای همه روشن نیست و برای آشنائی با معنی و مفهوم آنها باید به مردم همان شهر یا استان مراجعه نمود .
د -- در این امثال منظور از گز، واحد اندازه گیری ( معادل 24 انگشت -- معادل ذرع و 16 گره ) است، نه شهر گز دولت آباد برخوار .